
هي ميگن بنويس!
آخه از چي بنويسم؟ ما اين وب رو زديم به اسم آقا اما اي دريغا!
بابا نوشتن الکي که نيست! وقتي دو خط ننوشته هي پاکش مي کني و هي با خودت کلنجار ميري يعني يه جاي کار مي لنگه ! هي باخودت مي گي بابا معني اين نوشته ها اينه که من به اين چيزا علم دارم . نه بابا منظورم ريا و اينا نيست ، منظورم اينه: وقتي به يه چيزي علم دارم بايد بهش عمل کنم اگه نه ميشم مثل همون حمار يحملون الکتاب! البته بلا نسبت ما و شما .
حالا بازم مي گي بنويس؟ نه جون من اصرار نکن ، هر چي بنويسما ميشه مثل طوق مي ندازن گردنم بعد خودمو با نوشته خودم مي سنجن!
نبي اکرم(ص) : من از ندانسته هاي شما بيمناک نيستم نگراني من براي شما از جهت چيز هايي ست که مي دانيد(يعني اگه عالم بي عمل باشي.....) .
عجب رويي داريا ! نگاه کنا بازم مي گه بنويس!
تا نشم اوني که مي نويسم ديگه نمي نويسم !(يعني در اين وبم که با نيت واقعا خاصي ايجادش کردم و برام مقدسه).



ديديم که در کعبه و بتخانه تويي توهمه مشکلات فلسطين حل خواهد شد 
کافي است ما نباشيم
و شاعران خفقان بگيرند
کافي است چشمها را ببنديم و کشتي کج نگاه کنيم
يا سرگرم انتخاب دختران شايسته سارکوزي شويم
کافي است افغانها
تنها يک زلماي ذليل زاد داشته باشند
ايرانيها
يک نوري زاده
تا خليج فارس الخليج شود
کافي است محمد حرب ترور شود
کافي است يحيي عياشها منفجر شوند و
تهران سکوت کند
چه فرق ميکند اسماعيل هنيه باشد يا محمود عباس؟
خالد مشعل باشد يا سلام فياض؟
36 کيلومتر نوار غزه باشد يا يک آپارتمان 36 متري؟ 
با پرچم سفيد؟
نگاه کن و لذت ببر
از خادم الحرميني که العربي ميرقصد
از پادشاه کوچک اماني
که با فرشتههاي يهودي تزويج شد
نگاه کن که پادشاه رشيد ترابلس
چگونه يک روبات شد
نه، از ميان اين همه اعراب
کسي کاري نميکند
رجالشان دستبوس رايسند
نساءشان دستبوس بوش
مگر باز شکاري وليعهد دوبي
کاري کند
و دست بوش را گاز بگيرد
به اشتباه!
عليرضا قزوه
..............................................................
با تشکر از پدرم که اين ابيات شور انگيز را از بين اشعار استاد قزوه
برايم گلچين کرد تا آغازي شود براي قلم زدني ديگر.